تبليغاتX
دوستدار اهل بیت

























دوستدار اهل بیت

منه دیوانه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار منو من یار تو باشم

1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها،

به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود

اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ،

 عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید: «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها،

 به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید:

ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که از دنیا رفت.»

 

بر عمر خطاب لعنت

بر قنفذ لعنت

بر مغیره لعنت

 

 

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:18 توسط داوود|

پیراهن مشکی خود را ر نمی یارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همین روزها بود مادر تمام شیعه از پشت سیلی خورد

همین روزها بود پاره تن پیامبر (ص) بدنش پاره شد

همین روزها بود جد یک سوم سید های جهان را سقط کردند

 

بر عمر لعنت

بر ابوبکر لعنت

بر عایشعه لعنت

برمغیره لعنت

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 20:51 توسط داوود|

آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. اعتقاد ما اینست كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد. رسول خدا به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشى است جبرئیل عرض كرد اى محمّد همانا خداى تعالى تو را سلام می رساند

 

در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروى از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرد كه فرمود هیچ یك از ما نیست مگر اینكه كشته مى‏شود. اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد پیوسته این ناراحتى در آن جناب بازگشت می كرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و از آن ناراحتى فوت شد.(2)

 

که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد

 

عایشه و اطرافیان او قاتل حضرت رسول(ص)

بر عایشه فاحشه حیف فاحشه لعنت


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 21:47 توسط داوود|

السلام علی الباکین علی الحسین


آبروی حسین به کهکشان می ارزد

 یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

 گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

 گفتا که حسین بیش از آن می ارزد


خدایا بحق این روز عزیز، ما را چون جابر،

از محبان و شیعیان واقعی امام حسین علیه السلام قرار بده/ آمین.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 20:36 توسط داوود|

در كتاب بشادة المصطفي آمده است:

 عطيه عوفي مي‌گويد، به همراه جابر بن عبدالله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباس‌هاي نيكو پوشيد ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را بر نمي‌داشت، الا اينكه ذكر خدا مي‌گفت. تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان.من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداري آب روي صورتش پاشيدم وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين. سپس گفت: اي حسين چرا جواب مرانمي‌دهي؟! سپس به خودش گفت: چگونه مي‌تواني جواب دهي در حالي كه رگ هاي گلوي تو رابريده‌اند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت مي‌دهم كه تو فرزند خاتم النبين و سيد المؤمنين ... و پنجمين فرد از " اصحاب کساء " هستي ...درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين ... اشهد انكم اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر...»

                                          


به نظر مي‌رسد روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع) از شام به قصد مدينه حركت كرده‌اند. به جز «لهوف»كه جريان ورود اهل بيت امام حسين(ع) را در اين روز به كربلا نقل كرده، و البته در كتاب‌هاي ديگرش هم آن را تائيد نكرده است، در منابع دست اول مطلبي در خصوص ورود اسراي كربلا در روز اربعين به كربلا وجود ندارد.

                                          لعن قاتلیک حسین بن علی (ع)

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 20:3 توسط داوود|

 

راه تو خون می طلبد 

 

سر خود میشکنم سر زینب (س)به سلامت باشد

 

لبیک یا زینب(س)

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 21:26 توسط داوود|

اول باید بگم سگ یک نماد (وفا .ادب)است و سگ بودن یک کنایه
البته سگ امام یا شخص معصومی مثل اصحاب کهف بودن  لیاقت بزرگی است
من به شخصه راضی هستم به صورت حتی یک سگ در رکابه
اربابم امام حسین (ع) باشم

هر که خود را سگ کوی تو نخواد ادم نیست
سگ کوی تو شرف بر همه عالم دارد

قـــــلادمــو رهـــا نکـــن، بـــــزار کنـــارت بمـــــونـــم
فـــــدات بشــــم ولم نکــــن، نزار که ســاکت بمونم
اين ســگ رو گر ولش کني استخــون از کي بگيره؟
استخــونش ندي دلـــش مي گيـره و زود ميميــــره

ما استخوان گرفته زدستان زینبیم(س)
هرکی به ما استخون بده ما در خونش نمیریم

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 20:2 توسط داوود|

اگه ديونه نباشم پس بگو چگونه باشم
رسمه عاشقي همينه نمیخوام از تو جدا شم
اگر عاشقي گناهه عمريه غرقه گناهم
سگ با وفا تا اخر پیش ارباش می مونه
در تاب در تابم سگ دربار زينبم
گل کرده رو لبم
ديوانه ام من ديوانه ام من
ديوانه ام من ديوانه ام من
نميخوام عاقل بشم من عقل من عین جنونه
سگه با وفا تا اخر پيشه اربابش ميمونه
دشمن اميه ام سگه کوي روقيه ام
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 11:33 توسط داوود|

سرم را میشکونم سر زینب به سلامت

 

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 11:0 توسط داوود|

سالها گذشت تا اينكه زعفر جنى در بئرالعلم مجلس عيش و عروسى بجهت خود مهيا كرد و بزرگان طايفه جن را دعوت نموده و خودش بر تخت شادى و عيش نشسته كه ناگاه شنيد از زير تختش صداى گريه و زارى ميآيد زعفر گريست كه در موقع شادى من چنين گريه ميكند ايشان را خواست دو جن حاضر شدند سبب گريه آنها را پرسيد گفتند اى امير چون تو ما را بفلان شهر فرستادى از قضا عبور ما بشط فرات كه عرب آنرا نينوا ميگويند و كربلا افتاد ديديم در آنجا لشكر زيادى جمع شده و مشغول قتال و جدال هستند چون نزديك آن دو لشكر شديم ديديم ميان معركه جنگ حسين بن على (ع ) پسر آن آقاى بزرگوار كه ما را مسلمان كرده يكه و تنها ايستاده و اعوان و انصارش تماما كشته شده و خود آن بزرگوار غريب تكيه بر نيزه بيكسى داده و نظر به يمين و يسار مينمود و ميفرمود: اما من ناصر ينصرنا اءما من معين يعيننا، و مى شنيديم كه اهل و عيال آن بزرگوار صداى العطش بلند كرده اند چون اينواقعه را ديديم فورى خود را به بئر ذات العلم رسانيديم تا ترا خبر كنيم كه اگر دعوى مسلمانى ميكنى پسر پيغمبر را الان مى كشند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 21:0 توسط داوود|


آخرين مطالب
» ماجرای شهادت حضرت زهرا(س) در منابع اهل تسنن
» ایام ضربت فاطمه (س)
» مرگ پیامبر اکرم؛ رحلت یا شهادت؟!
» اربعین اربعین اربعین اربعین اربعین
» اربعين
»
» سگ کوی تو شرف بر همه عالم دارد
»
»
» روضه عاشورا از زبان زعفر جنی

Design By : Pichak